سخن معلم :
فکر می کنم سال 72 و یا 73 بود که آقای دکتر نجفی به دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران آمد .ایشان در بخشی از سخنان خود عنوان کرد که به تدریج باید " رهبری آموزشی " جایگزین " مدیریت آموزشی " شود .
" رهبری آموزشی " بر سبک و یا مفهومی از مدیریت اطلاق دارد که افراد یک سازمان بر اساس علایق مشترک و تحت فرآیند انگیزش در جهت رسیدن و تحقق اهداف آن سازمان فعالیت می کنند .
البته آقای دکتر نجفی به آن مسائل اعتقاد داشت و در برنامه ریزی خود آن ها را مد نظر قرار می داد .
اما اکنون چه ؟ !
اخیرا آقای علی احمدی سخن از " اتوماسیون اداری " رانده اند .
متن خبر را این جا بخوانید :
« علياحمدي: اجراي طرح ساماندهي نيروي انساني ادامه مييابد
خبرگزاري فارس: وزير آموزش و پرورش گفت: با توجه به اينكه امسال به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف ناميده شده است، اجراي طرح ساماندهي نيروي انساني در آموزش و پرورش ادامه مييابد.
عليرضا علياحمدي در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا» در خصوص برنامههاي آموزش و پرورش براي سال اصلاح الگوي مصرف گفت: در اين سال، كارهاي گستردهاي را در آموزش و پرورش در دست طراحي و اقدام داريم.
وي افزود: ساماندهي فضاي تعليم و تربيت در آموزش و پرورش، تداوم اجراي طرح ساماندهي نيروهاي انساني با همكاري مديران و معلمان از جمله برنامههاي آموزش و پرورش براي سال اصلاح الگوي مصرف است.
علياحمدي ادامه داد: بايد در آموزش و پرورش براي اصلاح الگوي مصرف فرهنگسازي كنيم كه به عنوان مثال ميتوان به اصلاح الگوي مصرف در آب و برق، گاز اشاره كرد.
وزير آموزش و پرورش گفت: در جهت اصلاح الگوي مصرف در حوزه بهبود روشها و ارتقاي بهرهوري، سيستم فناوري اطلاعات و ارتباطات را به كار خواهيم گرفت؛ ضمن اينكه سطح اتوماسيون اداري افزايش پيدا خواهد كرد.
اتوماسیون :
در سیستم مورد نظر افراد یک سازمان بدون آن که مورد خطاب و یا نظارت محسوس قرار گیرند داوطلبانه در جهت اهداف فعالیت می کنند . به عبارت دیگر ، میان اهداف کارکنان و اهداف مدیریت و نیز اهداف سازمان همگرایی و وحدت کانونی به وجود آمده و آن ها تحت تاثیر " هم افزایی " بدون آن که نیروهای یکدیگر را خنثی کنند حرکت می کنند .
آیا با توجه به به سه عنصر بالا یعنی اهداف " فرد " و " سازمان " و " مدیریت " تصور چنین امری در وضعیت روزمره اداری فعلی امکان پذیر است ؟
به نظر می رسد تا کنون این سه عنصر در یک جهت و یا بردار قرار نگرفته اند .
آیا معلمان اهداف تدوین شده در آموزش و پرورش را قبول دارند ؟
آیا پیروی معلمان از مفاد بخشنامه ها داوطلبانه است ؟
آیا شکاف " اداره " و " مدرسه " با ظهور دولت نهم عمیق تر نشده است ؟
در سیستمی که سرانه مدارس در سال جاری هنوز پرداخت نشده است و مدیران بیش از آن که حتی نقش یک " مدیر و نه رهبر " را در مدرسه داشته باشند به یک " کارپرداز " تبدیل شده اند و معلمان به عنوان کارکنان اصلی سازمانی به نام آموزش و پرورش هنوز با ابزارهاو واکنش هایی مانند " اعتصاب " و " تجمع " در صدد ابراز وجود و هویت خویش برای تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان هستند و ... چگونه می توان سخن از " اتوماسیون اداری " راند ؟ !
در سازمانی که بر اساس تئوری " انتظار و برابری " متعلق به چند دهه پیش هنوز معلمان در حال مقایسه خود با دیگر همقطاران و کارکنان دیگر سازمان ها هستند و همین مساله قدرت خلاقیت و نوآوری را از آن ها سلب نموده است چگونه می توان سخن از " اصلاح الگوی مصرف " خواند ؟!
مسئولان تصور می کنند با تکرار مداوم یک گزاره بدون بسترسازی منطقی و مناسب آن مساله تحقق خواهد یافت !
آقای علی احمدی !
بخشنامه ای که شما تحت عنوان " دستور العمل نیروی انسانی " با شتاب و عجله فراوان به اجراء گذاشتید موجب افت کیفیت آموزشی و تحقیر شخصیت و کرامت معلم شده است .
معلمان احساس کردند که وجودشان در این سیستم ارزشی ندارد و یا به عبارت دیگر " بود و نبودشان برابر است " !
شاید شما توانسته باشید چند درصدی در میزان حقوق پرسنلی صرفه جویی کرده باشید اما همان گونه که در بالا نیز بدان اشاره شد شما از معیارهای یک " مدیر و نه رهبر " کیلومترها فاصله گرفته اید !
شما متهم به تحقیر " منزلت و شان معلم " هستید !
آقای علی احمدی !
آیا معنای "فرهنگ سازی و اصلاحات " در آموزش و پرورش یعنی " اصلاح الگوی مصرف آب و برق و گاز " !
شما معلمان را به جرم چند صدایی و اعتراض به وضعیت موجود متهم به ارتباط با خارج کردید !
شما و بیشتر آقای فرشیدی امنیت فکری و روانی را از معلمان سلب نمودید !
شما زنجیره بی اعتمادی و تنفر از سیستم را به صورت غیر مستقیم در آموزش و پرورش نهادینه کردید !
چقدر باید دوباره هزینه شود تا به همان وضعیت قبلی برسیم ؟
آیا این " بحران و یا فاجعه " با پول قابل جبران خواهد بود ...
شما متهم هستید ...






