سخن معلم :
" نخبه پرستی " در آموزش و پرورش باید با " اصل تشویق و تنبیه
فراگیر و خلاقیت مدار " جایگزین شود ... "
حدود دهه است که در ایران مراسم رسمی معلم در روز 12 اردیبهشت هر سال برگزار می شود .
یکی از برنامه های قالبی و کلیشه ای برای این روز و یا هفته ، معرفی معلمان نمونه و نیز نام گذاری روزهای این هفته بوده است .
این جا را بخوانید :
« اقدامات وزارت آموزشوپرورش در هفته معلم تشريح شد
معرفي چهرههاي ماندگار آموزشوپرورش از جمله برنامههاي وزارت آموزشوپرورش است.
ایلنا: دبير ستاد گرامي داشت هفته معلم ضمن تشريح اقدامات وزارت آموزشوپرورش در هفته معلم گفت: معرفي چهرههاي ماندگار آموزشوپرورش از جمله برنامههاي وزارت آموزشوپرورش است.
به گزارش خبرنگار ”ايلنا“ سيد محمد طباطبائي دبير ستاد گرامي داشت هفته معلم در نشست خبري كه به منظور تشريح اطلاعات اين وزارتخانه در هفته معلم برگزار شد، با اشاره به اقدامات اين وزارتخانه براي گرامي داشت مقام معلم گفت: امسال و همزمان با هفته معلم 20 يادواره تجليل از معلمان سطح منطقه، استان و كشور برگزار ميشود.
وي افزود: در اين ميان از 7 هزار نفر در منطقه، 860 نفر در سطح استانها و 182 نفر از فرهنگيان در سطح كشور تقدير به عمل ميآيد كه در سطح كشور 97 معلم زن و 85 نفر معلم مرد هستند.
وي با اشاره به چهرههاي ماندگار آموزشوپرورش گفت: تاكنون 29 نفر شناسايي شدهاند كه امروز با حضور رئيسجمهور از آنها تقديربه عمل ميآيد.
طباطبائي در خصوص شاخصهاي انتخاب معلمان نمونه ابراز كرد: از بين 250 نفر از افراد برجسته 28 نفر شناسايي شدهاند كه معيارهاي آنها ايفاي نقش الگوي ماندگاري معلمي، ارائه شيوههاي ابتكار در تعليم و تربيت، ابداع سبك نو در امر تعليم و تربيت، خلق آثار ماندگار و بديع هنري علمي و ورزشي و حضور موثر در صحنه انقلاب اسلامي است.
دبير ستاد گرامي داشت هفته معلم در ادامه در تشريح روزشمار هفته معلم، گفت: روز دوشنبه 12/2 نقش معلم و آموزش انديشه مطهري نامگذاري شده كه معلمان در اين روز آثار شهيد مطهري را به دانشآموزان معرفي ميكند و در خصوص مقام معظم رهبري به سخنراني ميپردازند.
وي افزود: 13/2/88 نقش معلم را اخلاق متربي، 14/2/88 نقش معلم در پرورش تفكر خلاق دانشآموز، 15/2/88 نقش معلم در پژوهش نوآوري و فن آوري و حرفهآموزي دانشآموز 16/2/88 نقش معلم در سلامت و تربيت بدني 17/2/88 نقش معلم در ارادههاي پرورشي و منزلت دانش آموزان و 17/2/88 روز پاياني هفته معلم به نقش معلم در اصلاح الگوي مصرف معرفي شده است.
البته " نخبه پرستی " نتوانسته است آن گونه که مسئولان تصور می کرده اند و آن را تحت عنوان روش " ارائه الگو " تئوریزه کرده اند برای تحت تاثیر قرار دادن بدنه معلمان و آموزش و پرورش موثر و کاراء باشد و چه بسا تا کنون بازخورد و یا نتیجه معکوس نیز داده باشد !
بدون تردید اثرات این کار باید در یک مطالعه تحقیقی و میدانی توسط کارشناسان مورد کنکاش صورت گیرد تا میزان کارایی این روش مورد ارزیابی قرار گیرد .
اما آن چه که مهم است این است که در سیستم فعلی معیارها و شاخص ها برای نمونه شدن با " خلاقیت و تفکر انتقادی " می تواند تفاوت و زاویه معناداری داشته باشد .
به عنوان مثال ، در سطح مدرسه معمولا کسی به عنوان معلم نمونه برگزیده می شود که تا می تواتند پلی کپی و یا تکالیف اضافه به دانش اموزان دیکته و تحمیل کند!
می توان نام این پدیده را " مدیریت وجبی " نام نهاد !
به عبارت دیگر ، در سخنان رسمی مسئولان به انحاء مختلف " حافظه پروری " به نوعی تقبیح می شود اما در سطح مدارس به عنوان یک شاخص قابل سنجش و اندازه گیری مورد استناد و قضاوت قرار می گیرد .
در سطح دیگر ، معمولا در مدرسه کسی که کم تر انتقاد می کند و به عبارتی سرش در لاک خودش است بیشتر از سوی مدیران مورد پذیرش و تشویق قرار می گیرد .
همین طور در بحث تشویقی وسطوح اداری نیز این مسائل به نوعی نهادینه و یا منجمد شده است .
چه باید کرد ؟
مساله اول این است که اصل تشویق و تنبیه در نظام آموزش و پرورش ما با تعریف استاندارد و علمی خود تفاوت قابل ملاحظه ای دارد .
آیا شده است که مثلا معلمی را به خاطر طراحی یک فضای انتقادی و خلاقیت پرور در کلاس مورد تشویق قرار دهند ؟
آیا کسانی که از سیستم رسمی به صورت علمی و نظام مند انتقاد می کنند مورد تشویق قرار می گیرند ؟
کسانی که در هسته ستاد و برنامه ریزی مشغول فعالیت هستند باید نوع تفکر خویش را نسبت به این موضوع تغییر دهند .
و پرواضح است که برنامه های قوی و موثر توسط افراد ضعیف و فقیر تولید نخواهد شد !
چرا به عنوان مثال در آموزش و پرورش در کنار " قانون تخلفات ادرای " که البته بسیاری از مدیران آن را کتاب راهنمای خود قرار داده اند ؛ کتاب "قانون تشویقات " تالیف نمی شود ؟ !
البته قانون تشویقات باید با رویکرد و مفاهیم و سازه های جدید و خلاقیت مدار تدوین شود نه با موضوعاتی که خود ضد خلاقیت اند !
نمی توان شعار خلاقیت داد اما در عمل ایستا و استبدادی عمل کرد .
همان گونه که پروسه تنبیه در سیستم رسمی موجود است باید در نگاه جدید " فرآیند تشویق " با رویکرد تفکر انتقادی مورد مطالعه جدی قرار گیرد .
و برای این کار باید اراده جدی در برنامه ریزان به وجود آید .
و متقابلا در بخش " صف " که اکثرا از معلمان تشکیل می شود باید آن را به صورت جدی از این بخش بخواهند .
رویکرد و تفکر انتقادی از قاعده به راس همراه با " خود انتقادی " بدون شک ماندگارتر و موثرتر خواهد بود ....






