پیشنهاد " سخن معلم " به وزارت آموزش و پرورش و نامزدهای
ریاست جمهوری در مورد تاسیس و نهادینه کردن " نگاه ملی " به
آموزش و پرورش :
چندی است مسئولان و نمایندگان از ایجاد و پیگیری " نگاه ملی " به آموزش و پرورش سخن می رانند .
این جا را بخوانید :
« عليرضا سليمي در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس «توانا» اظهار داشت: وقتي معلمان توليد كننده انديشه هستند بايد به عنوان يك علم و دانش به آنها نگاه كنيم و احترام بگذاريم.
وي افزود: معلمان نبايد دغدغه معيشت داشته باشند و مجبور شوند در چند جا كار كنند تا خرج زندگي خود را در بياورند؛ بلكه بايد از طرف دولت تأمين مالي شوند.
سليمي تصريح كرد: جايگاه معلم خيلي بالا بوده و اين شغل انبياست كه به عنوان الگوهاي رفتاري ميتوانند در جامعه تأثيرگذار باشند و تغيير و تحول اساسي ايجاد كنند.
سليمي ادامه داد: اميدواريم كه دولت و مجلس با ارائه برنامههاي جامع و تصميمگيريهاي قاطع بتوانند جايگاه شغلي معلمان را در بين افراد جامعه فرهنگسازي كنند.
وي اضافه كرد: فضاي تدريس بايد براي دانشآموزان و معلمان شايسته باشد و در واقع فضاي فيزيكي تغيير كند؛ ضمن اين كه بايد بخش نرمافزاري و سختافزاري آموزش و پرورش تغيير كند.»
...در این که آموزش محور توسعه است شکی نیست و در این که آموزش و پرورش از آن جا که با طیف های مختلف جامعه سرو کار دارد و باید به یک " مساله ملی " تبدیل شود نیز حرفی نیست .
اما چرا این سخنان توسط مسئولان به یک " اراده جمعی و سپس ملی " تبدیل نمی شود !
با تکرار مداوم یک گزاره و یا شعار هیچ گاه فرهنگ سازی صورت نمی گیرد . باید برای این مساله یک راهکار عملیاتی داد . باید کاری کرد که دو عنصر " معلم " و " دانش آموز " در افکار عمومی جامعه به صورت مناسب و منطقی مطرح شود .
باید برای مهندسی افکار عمومی و ایجاد حساسیت در اقشار مختلف جامعه فکری کرد .
این که وزیر و یا دیگر مسئولان رسمی آموزش و پرورش در مواقع محدود و یا رسمی مانند " هفته معلم " و یا " صدور بیانیه های تشکل های معلمان " در رسانه ها حاضر شوند و از سر ناچاری برخی مسائل را بگویند و یا آن ها را توجیه کنند ما را همچنان در همین روزمرگی مفرط و تسلسل باطل قرار خواهد داد و تحول خاصی در معادلات رخ نخواهد داد .
به نظر می رسد وزیر و یا مسئولان مشکلی برای رسانه و بیان نظرات ندارند !
آن ها هر موقع که بخواهند این رسانه ها برایشان فراهم است .
مهم این است که بسیاری از مسئولان علی رغم سردادن شعارهایی مبنی بر " عزم ملی برای حل مسائل آموزش و پرورش " خود اراده قوی و کارآمدی برای طرح منطقی و جدی مسائل ندارند و شاید برای رفع تکلیف آن ها را سر می دهند !
باید گروه غیر رسمی آموزش و پرورش و یا جمعیت خاموش را در یک فرآیند مشخص و مستمر وارد این جریان نمود .
باید بخش های مدنی و تشکل ها را در این موضوع مشارکت داد .
اما مهم بی اعتمادی متقابل و دامنه دار " اداره " و " مدرسه " در آموزش و پرورش است .
نه معلمان اعتمادی به مسئولان دارند و نه مسئولان جایگاهی برای آنان قائل می شوند .
این مساله باید از طریق " فرهنگ گفت و گو " در یک اتاق شفاف حل شود .
تا زمانی که اهداف و فعالیت های این دو گروه در آموزش و پرورش در یک بردار هم جهت و یا نزدیک به آن قرار نگیرد مساله آموزش و پرورش در جدال معلمان و مسئولان برای تنازع بقاء هیچ گاه از دیوارهای آموزش و پرورش فراتر نخواهد رفت !
برای گفت و گو باید فرصت داد .
باید نظرات را شنید و آن ها را تصحیح کرد .
باید پیش داوری ها و سوء ظن را کنار گذاشت ...
پیشنهاد ما ...
تشکیل یک " اتاق رسانه و افکار عمومی " با نمایندگانی از تشکل
های مدنی معلمان ، شورای عالی معلمان ( در حال حاضر نداریم ) ،
پارلمان دانش آموزی ، انجمن اولیاء و مربیان و شورای عالی
آموزش و پرورش می باشد .





