تبليغاتX
سخن معلم - پاسخ به یک نظر !
پاسخ به یک نظر ! جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 11:21

سخن معلم :

پاسخ به یک نظر !

با سلام


لابه لای سطوری که توسط نگارنده این تارنما نوشته می شود میشود فهمید الفاض فوق شایسته ایشان نمی باشد به نگام دلخوری از یکدیگر همدیگر را نقد کنیم ان هم نقدی سخت و لی یکدیگر را کوچک نکنیم . بی تردید شما هم می توانید نگرانیتان را و دلخوریتان را بیان کنید و تخریب شخصیت و هتاکی نکنید .
نگاه ملی به آموزش و پرورش و تاسیس مجلس وپارلمان فرهنگیان رسما توسط میر حسین پذیرفته و در دستور کار کمیته فر هنگیان ایشان قرار دارد شما به عنوان مشاور دکتر نجفی این ایده خوب را در ان سوی اردوگاه اصلح طلبان دنبال نمایید
. اگر کمکی از اینجانب هم ساخته باشد دریغ نخواهیم کرد .
معلمها اگر به خودباوری برسند به زودی به عامل تعیین کننده و گروه برتر مرجع جامعه تبدیل خواهند شد .
راستی به ما سر نمی زنید.

دوست و همکار عزیز

آقای رسول پاپایی

پس از انتشار مطلب ما در سخن معلم تحت عنوان " سخنی با آقای دکتر فانی 

 رئیس ستاد فرهنگیان آقای مهندس میرحسین موسوی و نیز

 آقای فانی !

ریاست محترم ستاد فرهنگیان آقای مهندس میر حسین موسوی

و دوستان محترم ایشان !

مدیر وبلاگ " سخن معلم " همچنان منتظر نظرات شما در مورد

مطالب منتشره است ...

برخی از دوستان بدون توجه به محتوای مطالب و نیز بی آن که زحمت خواندن و یا پاسخ منطقی و استدلالی به  سوالات و ابهامات مطروحه را به خود بدهند ؛  شروع به توهین ، تحقیر ونیز هتاکی نمودند !

عنوان فرموده اید نگاه ملی به آموزش و پرورش و تاسیس مجلس وپارلمان فرهنگیان رسما توسط میر حسین پذیرفته و در دستور کار کمیته فر هنگیان ایشان قرار دارد  . »

بنده با ورود آقای میرحسین موسوی به عرصه انتخابات  هیچ مشکلی نداشته و ندارم  ؛ اگرچه برخی انتقادات جدی به عملکرد ایشان در دوره نخست وزیری دارم .

اما نگاه من به حضور ایشان و نیز ستاد  فرهنگیان ایشان از دیدگاه " مطالبه محوری " است و همکاری من و تعدادی دیگر از دوستان شورای مرکزی سازمان معلمان ایران  با آقای دکتر نجفی نیز دقیقا در راستای اصل " مطالبه محوری " بوده و خواهد بود .

مخاطب من افراد و تیمی هستند که تحت عنوان " ستاد فرهنگیان آقای میر حسین موسوی "  حضور داشته و مشغول فعالیت اند .

نوک انتقاد ما نیز در وهله اول متوجه شخص آقای " دکتر فانی " است اگرچه به برخی افراد حاضر در آن ستاد نیز انتقاداتی وارد است ...

یکی از دوستان ما در شورای مرکزی سازمان معلمان ایران در نظراتی متوالی اصرار داشته اند که ما منشور 12 گانه آقای میر حسین موسوی در زمینه آموزش و پرورش را به بحث و نقد بگذاریم .

ما هم  به عنوان نمونه بنده 5 این منشور را که به کار و فعالیت ما نزدیک تر و عملیاتی تر است به نقد می کشیم .

5- آموزش و پرورش و نهادهای صنفی

" نهادهای مدنی و صنفی می توانند نسبت به بیان نظرات واقعی معلمان و انتقال مستقیم آن به دولت و مسوولان کشور نقش اساسی داشته باشند نباید نهادهای صنفی را نهادهای مزاحم و با آنان برخورد قهری یا انتظامی و امنیتی شود. نهادهای مدنی با پیگیری مطالبات فرهنگیان و حتی انتقاد از رویه های آموزش و پرورش و دولت به آنان کمک کنند و یار و یاور دولت باشند. ما باید از همه ظرفیت های موجود در چارچوب قانون حمایت کنیم. "

کسی در مقام نظر  و تئوری با سخنان بالا نمی تواند مخالف باشد .

اما سخن ما این است ....

 آقای دکتر فانی که هم اکنون ریاست این ستاد را بر عهده دارند و نیز قرار است در صورت پیروزی آقای میر حسین موسوی مجری و پیگیر کننده آن شعارها باشد  چرا به سوالات و مطالب یک فعال صنفی – مدنی که در  روز چندین ساعت از اوقات مفید خود را به مطالعه و تحقیق حول موضوعات آموزش و پرورش اختصاص داده – البته از این منظر بر کسی منتی نیست – و نیز در عرصه فعالیت های مدنی و تشکیلاتی هزینه های مختلفی از جمله انفصال از خدمت – تبعید – 3 سال حبس تعلیقی و... – ذکر این مطالب از این جهت است که سخنان ما جنبه شعاری و احساسی نداشته و هر موقع که ایجاب کند به دور از خودنمایی و یا تظاهر حاضرم که باز هزینه بدهم – و بیش از 10 سال است که در سازمان معلمان ایران مشغول فعالیت  است  ؛ پاسخ نمی دهند ؟!

اگر پاسخ ما داده نمی شود پس قرار است  پاسخ چه کسی را بدهند ؟!

آیا کسی که در حال حاضر پست اجرایی ندارد و با هر انگیزه ای از دادن پاسخ و تنویر افکار عمومی طفره می رود چگونه فردا که  احتمالا به پست اجرایی خواهد رسید می خواهد به عنوان مثال بند 5 منشور 12 گانه را اجراء کند ؟!

ضمن این که عملکرد ایشان و یا برخی از دوستان ایشان قرینه ای که نشان دهد در گذشته به چنین مسائل و آموزه هایی پای بند و ملزم بوده اند .... منتاسفانه در عملکرد و کارنامه آن ها دیده نمی شود !

تا کی باید شعار داد ؟

تا کی باید با ایراد سخنان زیبا و عمل نکردن به آن شعارها حلقه و زنجیره بی اعتمادی را بین فرهنگیان گسترش داد ؟

آیا عملکرد آقای دولت احمدی نژاد در وارد آوردن آخرین ضربات کاری بر پیکر " اعتماد ملی " و " روح هبستگی بین ایرانیان " طاقت فرسا نبود ؟

آقای پاپایی

اگر " سخن معلم " پیشنهاد استعفای آقای دکتر فانی را به ستاد ایشان می دهد اما معتقد است که ایشان نه در سمت ریاست بلکه به عنوان یک کارشناس با تجربه  در مجموعه به کار خویش ادامه دهد در جهت تقویت طیف اصلاحات و تقویت آقای میر حسین موسوی است .

منتهی برخی از دوستان عادت کرده اند با روش های غیر مدنی و غیر دموکراتیک  ؛ به جای حل مساله ، آن را ساده ، احتمالا بی خاصیت و در نهایت آن را پاک کنند !

اصلاحات  قائم به افراد نبوده و یک فرآیند حیات بخش ، به دور از روزمرگی و بدون مرز است

همان  گونه که می دانید جامعه روحانیت مبارز تهران در جلسه اخیر خود در مورد انتخابات به رای گیری پرداخت اما نتیجه به نفع آقای احمدی نژاد نبود !

دبیر  این تشکل  نیز در یک حرکت مستقل و دموکراتیک و با تذکر آقای ناطق نوری رای جمع را پذیرفت .

آیا حرکت این تشکل با برخی از تشکل هایی که نام اصلاح طلبی را به یدک می کشند اما در عمل از روش های غیر دموکراتیک و سیاسی و احتمالا مخالف نظر بدنه  استفاده می کنند قابل قیاس است ؟!

آیا عملکرد فعلی باید مورد قضاوت باشد و یا نام ها و عناوین باید مورد استناد باشند ؟!

در یک نمونه دیگر ، آقای علی احمدی وزیر آموزش و پرورش مشاور وزیر در امور تشکل ها را فردی انتخاب نمود که از بدنه تشکل ها بود بر عکس آقای حاجی که فردی اصولا غیر آموزش و پرروشی را به این سمت منتصب نمود !

حال باید گفت که چون آقای علی احمدی وزیر دولت احمدی نژاد است هر چه که بگوید و انجام دهد باید از بیخ و بن مورد نفی و طرد قرار گیرد ؟!

آیا معنای اصلاحات این است ؟

آیا افراد باید قائم به اصلاحات باشند و یا این که اصلاحات متکی و وابسته به افراد است ؟

و این مساله به این بر می گردد که تعریف و یا تئوری روشن و شفافی از مفهوم " اصلاحات " نداریم !

در آینده و هر کسی که پیروز انتخابات ریاست جمهوری باشد اول کاری که  می تواند در حوزه آموزش و پرورش انجام دهد ایجاد و توسعه  " اعتماد از دست رفته " و بازگرداند روحیه " خودباوری و استقلال " به این مجموعه است .

و باور ما این است که عملکرد و  سابقه افراد نقش استراتژیک  در این فرآیند دارد و یا حداقل می تواند به سرعت این اصلاحات کمک کند .

والسلام

در این جا برای آگاهی خوانندگان و احترام به نظر آن ها منشور 12 گانه آقای موسوی و نیز مطلب قبلی در مورد آقای فانی را مجددا منتشر می کنیم :

منشور 12گانه مهندس موسوی درباره آموزش و پرورش


قلم - « منشور دوازده گانه مهندس میرحسین موسوی در مورد آموزش و پرورش بر اساس دیدگاه های وی در دیدار با نمایندگان فرهنگیان تدوین شد.

به گزارش قلم نیوز، متن این منشور 12گانه به این شرح است:

1-آموزش و پرورش و جایگاه ملی آن

نهاد آموزش وپرورش یک نهاد ملی و دارای امتیاز و منزلت ملی است باید تلاش شود بالاترین جایگاه در نظام مدیریت و برنامه ریزی کشور به آموزش و پرورش اختصاص یابد و بهترین و شایسته ترین افراد برای مدیریت آموش و پروش به کار گرفته شوند.

- آموزش وپرورش و سرمایه اجتماعی

آموزش و پرورش یک نهاد بزرگ اجتماعی است و بالاترین سرمایه اجتماعی را داراست؛ معلمان ممتازترین گروه اجتماعی مرجع در جامعه ما هستند و مورد احترام همه آحاد جامعه و از منزلت دینی و ملی بالایی برخوردارند؛ این امر می تواند به عنوان یک ظرفیت ملی برای تحول و توسعه و حتی برای ارتقای امنیت اجتماعی، به جای برخورد امنیتی استفاده شود.

3-آموزش و پرورش و آزادی بیان و اندیشه

اساس تعلیم و تربیت بر تفکر و اندیشه و راز توفیق آن در تعامل و گفت وگو و پرسشگری و آزادی بیان است؛ باید زمینه آزادی بیان و گفتار و حتی اعتراض در نظام تعلیم و تربیت در چارچوب قانون فراهم شود. من به شدت با امنیتی شدن فضای آموزش و پرورش مخالفم. تحقیر یا تنبیه معلمان به جرم آزادی بیان و نظرات متفاوت جفا به تعلیم و تربیت و از بین بردن بالاترین سرمایه اجتماعی جامعه است باید نگرش امنیتی به آموزش وپروش تغییر یابد.

4-آموزش و پرورش و مشارکت

آموزش و پرورش یک نهاد صرفا اداری نیست که صرفا توسط کارکنان آن اداره شود؛ آموش و پرورش یک نهاد بزرگ فرهنگی، آموزشی و اجتماعی است که باید برای تحقق اهداف آن از همه ظرفیت های کشور استفاده نمود .

خوشبختانه قانون اساسی 7 اصل در مورد شوراها و مشارکت دارد. من اجرای قانون شوراها را در همه عرصه ها در آموزش و پرورش بسیار مفید می دانم و در قدم اول برای جلب مشارکت معلمان دو اقدام اساسی را دنبال خواهم نمود:

نخست نسبت به تشکیل پارلمان و مجلس معلمان با مشارکت همه معلمان در سراسر کشور اقدام خواهم کرد تا معلمان بتوانند نقش اساسی در فرایند بهبود معلمی داشته باشند.

دوم : تشکیل و فعال نمودن سازمان نظام صنفی معلمان در سراسر کشور.

تجربه سازمان نظام پزشکی و نظام مهندسی تجربه موفقی است؛ قطعا این تجربه در حوزه معلمان می تواند با اختیارات مناسب تری توسعه یابد. بالطبع مشارکت باید علاوه بر حوزه معلمان به حوزه دانش آموزان و تقویت شوراهای دانش آموزی و مجلس دانش آموزی تسری پیدا کند.

5- آموزش و پرورش و نهادهای صنفی

 

نهادهای مدنی و صنفی می توانند نسبت به بیان نظرات واقعی معلمان و انتقال مستقیم آن به دولت و مسوولان کشور نقش اساسی داشته باشند نباید نهادهای صنفی را نهادهای مزاحم و با آنان برخورد قهری یا انتظامی و امنیتی شود. نهادهای مدنی با پیگیری مطالبات فرهنگیان و حتی انتقاد از رویه های آموزش و پرورش و دولت به آنان کمک کنند و یار و یاور دولت باشند. ما باید از همه ظرفیت های موجود در چارچوب قانون حمایت کنیم.

6- آموزش و پرورش و مسایل اقتصادی

نهاد آموزش و پروش و معلمان از حیث اقتصادی سال ها در رنج و عذاب هستند؛ من در دوران جنگ به شهادت همکاران هیچگاه نگذاشته ام از منابع آموزش و پرورش کسر شود بلکه در برخی از سال ها تا 5 برابر، بودجه آموزش و پرورش افزایش داشته است. متاسفانه شاخص های بودجه ای آموزش و پرورش در شرایط فعلی به هیچ وجه قابل توجیه نیست ضمن اینکه در داخل به نسبت گذشته و به نسبت نهادهای دیگر سهم بسیار کمی دارد نسبت با شاخص های کشورهای مشابه بسیار وضعیت اقتصادی آموزش وپرورش نگران کننده است.

باید هم ظرفیت ملی را برای این امر بسیج کرد و هم برای توانمندسازی اقتصادی آموزش و پرورش از درون اقدام کرد. جلب مشارکت مردم در آموزش و پرورش، تقویت مدارس غیرانتفاعی و مشارکت و حتی واگذاری مدارس به معلمان می تواند در این امر موثر باشد.

7-آموزش و پرورش و قانونگرایی

متاسفانه قانون گریزی در کشور در حال تبدیل شدن به یک رویه شده است و باید تلاش کنیم همه چیز در چارچوب قانون حل وفصل شود؛ حتی اگر لازم باشد قانون اساسی هم اصلاح شود باید از راهکارهای قانونی استفاده شود؛ بی قانونی موجب هرج و مرج و آنارشیسم را به دنبال خواهد داشت.
الان یکی از دغدغدهای اساسی معلمان عدم اجرای قانون به ویژه قانون خدمات مدیت کشوری است علیرغم وعده های فراوان دولت متاسفانه همه آنها در مورد معلمان زمین مانده است، باید برای وضع معیشتی معلمان چاره ای اندیشد.

8- آموزش و پرورش و تحجر

متاسفانه امروز یک بلایی به جان جامعه ما افتاده است به نام تحجر و واپس گرایی تحجر یک بلای بزرگ و یک آفت است. مردم ما می دانند که حضرت امام در دو سال آخر عمر مبارک خود چقدر به این موضوع پرداخت و همگان را نسبت به عواقب آن هشدار می داد. من موضوع اسلام ناب را که مطرح کردم منظورم مقابله با تحجر و واپس گرایی بود که امام همه را برای پرهیز از گرفتارشدن به آن به سوی اسلام ناب دعوت می کرد. این مساله در آموزش و پرورش باید به طور جدی و مضاعف مورد اهتمام قرار گیرد.

9-آموزش و پرورش و تمرکز زدایی

یکی از چالش های پیش روی آموزش و پرورش تمرکزگرایی در ساختار اداری و محتوایی است؛ این با موضوع کارآمدی و اثربخشی برنامه های آموزش و پرورش ناسازگار است، باید تلاش شود با محوریت مدرسه از تمرکزگرایی در آموزش و پرورش جدا پرهیز شود؛ به ویژه آنکه مدارس بازتاب نارسایی های اجتماعی و اقتصادی کشور است؛ باید همه قابلیت ها و ظرفیت ها برای توسعه معلمان و مدارس به کار گرفته شود؛ تنوع فرهنگ ها، قومیت ها و زبان ها به رسمیت شناخته شود.

10- آموزش و پرورش و ثبات در سیاست ها و مدیریت ها

یکی دیگر از چالش های آموزش و پرورش امروز ما بی ثباتی در سیاست ها و برنامه و حتی در مدیریت است؛ این امر متاسفانه در همه جای کشور مشاهده می شود اما به نظر من در نهادی مثل آموزش و پروش بسیار اثر مخرب دارد زیرا کار تعلیم وتربیت امری تدریجی و مستمر است و این مهم حتما باید با ثبات و آرامش همراه باشد؛ تغییر مکرر سیاست ها، برنامه ها وزرا و مدیران در آموزش وپرورس باید بهبود یابد.


11- فقر زدایی و عدالت آموزشی

مشکلات مزمن در دستگاه آموزش و پرورش همه ما را آزار می دهد؛ باید تدابیری اندیشید از یک طرف خدمات آموزش در سراسر کشور به صورت عادلانه در اختیار همگان قرار گیرد و از سوی دیگر با فقر و محرمیت به طور اساسی مقابله شود. کشور ما کشوری ثروتمند است. مردم ما خواهان پیشرفت و توسعه و آبادانی هستند؛ یکی از نهادهایی که باید مورد اهتمام قرار بگیرد فقرزدایی از آموزش و پرورش و جامعه معلمان و فرهنگیان است.

12- آموزش و پرورش و مساله زنان

تعلیم و تربیت حق همگان اعم از دختران و پسران است و بالطبع برای تحقق اهداف و برنامه های تعلیم و تربیت باید شایستگی ها برای مدیریت ملاک باشد و قطعا زنان به ویژه در آموزش و پرورش از شایستگان این امر هستند خوشبختانه قانون اساسی ما، دین ما هیچ منعی برای سپردن مسوولیت های کلان کشور به زنان را ندارد؛ ممکن است در عرف برخی محدودیت ها باشد که باید همه کمک کنیم و فرهنگ سازی شد تا جامعه به ویژه در آموزش و پرورش بتواند از شایستگی زنان در همه عرصه ها به ویژه مدیریت های کلان بهره ببرد ».

و اکنون مطلب قبلی " سخن معلم " که برای سومین بار منتشر می شود :

آقای فانی ! مدیر وبلاگ " سخن معلم " همچنان منتظر نظرات شما در مورد مطالب منتشره است ...

پس از انتشار پست " سخنی با آقای دکتر فانی – رئیس ستاد فرهنگیان آقای مهندس میر حسین موسوی " تعدادی از دوستان و همکاران در تماس های تلفنی و حضوری به اعلام موضع در این مورد پرداختند .

برخی  آن را در راستای شفاف سازی و تنویر افکار عمومی دانسته و تشکر کردند .

تعدادی دیگر ، آن را منطقی و علمی توصیف کرده اما آن را موجب تضعیف آقای موسوی دانستند .

اما عده ای دیگر سعی در پاک کردن صورت مساله نموده و حتی عنوان کرده اند که این مطلب با هماهنگی و هدایت دبیر کل سازمان معلمان ایران نوشته شده است .

لابد این افراد در راستای " توهم توطئه " تصور کرده اند که ما قصد جایگزینی آقای علی رضا هاشمی ، دبیر کل سازمان معلمان را به جای ایشان داریم !

به نظر می رسد برخی از دوستان که صفت " اصلاح طلب " را بر خود نهاده اند با خود انتقادی و پاسخگویی در برابر انتقادات میانه ای ندارند !

استراتژی و برنامه برخی از این دوستان  فقط در اجماع و یا اتحاد بر علیه جناح به اصطلاح اصول گرا تعریف می شود !

مگر دانستن حق مردم نبوده و نیست ؟

چرا این افراد به جای نقد مطالب و محتوا ، سعی در فرافکنی موضوع  دارند ؟

چرا این همکاران علاقه مند به طرح مباحث شکلی و سلبی بوده و از وارد شدن در مباحث و مبانی تئوریک واهمه دارند ؟!

به نظر می رسد تعریف ما از اصلاحات و فرآیند  آن در آموزش و پرورش با آن چه که برخی  در ذهن خود تصور کرده اند تفاوتی بنیادین و ماهوی دارد .

با همه احترام وافری که به آقای خاتمی قائل بوده و هستم اما ایشان باید در مورد مبنای انتخاب خود  در مورد وزیر آموزش و پرورش  در دوره ریاست جمهوری خویش پاسخگو باشند .

آیا آقای میر حسین موسوی در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری می خواهند در حوزه آموزش و پرورش مانند آقای خاتمی عمل کنند ؟

واقعیت این است که نسیم اصلاحات در آموزش و پرروش وزیدن نگرفت !

به عنوان مثال در جلسه فرهنگیان و تشکل ها با آقای میر حسین موسوی  آقای حاجی در برابر آقای میر حسین موسوی پیشنهاد تشکیل  پارلمان معلمان و یا شورای عالی معلمان می دهد اما به نامه رسمی سازمان معلمان ایران در آن برهه حساس مبنی بر تشکیل شورای عالی معلمان هیچ گونه پاسخی نمی دهد !

حرف ما این است :

چرا دوستان به خصوص ستادی در زمان وزارت خویش به سخن تشکل ها توجه نکردند ؟

چرا در زمان آقای حاجی فردی که به عنوان  مشاور وزیر در امور تشکل ها انتخاب شد فردی غیر آموزشی و پرورشی بود ...

چرا دوستان ما به جای برخورد منطقی با انتقاد  سعی می کنند طرف منتقد را در  سبد حریف و یا رقیب قرار  دهند ؟

و بسیاری سوالات دیگر ...

مگر نه این است که انتقاد موجب تقویت و برطرف شدن اشکالات می شود .

 آقای فانی !

ریاست محترم ستاد فرهنگیان

و دوستان محترم ایشان !

مدیر وبلاگ " سخن معلم " همچنان منتظر نظرات شما در مورد

مطالب منتشره است ...

برای اطلاع دوستان دیگر یک بار دیگر مطلب قبلی  در زیر آورده می شود :


« سخنی با آقای دکتر فانی 

 رئیس ستاد فرهنگیان آقای مهندس میرحسین موسوی

 

مدتی است که آقای دکتر فانی معاون سابق  وزیر آموزش و پرورش به ریاست ستاد فرهنگیان آقای مهندس

 موسوی  منصوب گردیده است .

ایشان چهره ناآشنایی در تعلیم و تربیت ما نیستند .

آقای فانی به مدت 72 روز سرپرست آموزش و پرورش در دولت نهم بود .

البته پیش از آن ایشان حدود 16 سال در کسوت معاون وزیر بوده اند .

شنیده می شود که از ایشان خواسته شده است برنامه های خود را برای وزارت آموزش و پرورش ارائه

کنند .

در این راستا لازم دانستیم مطالبی را با شما به صورت صریح و روشن بیان کنیم و این نقد به معنای زیر

سوال بردن خدمات شما به جامعه معلمان و آموزش و پرورش نخواهد بود .

آقای دکتر فانی !

شما مدت 16 سال در ستاد و در پست معاونت وزیر بوده اید .

توضیح دهید در این مدت غیر از انجام کارهای عادی و سازمانی که بسیاری از آن ها جزء امور روزمره    به حساب می آیند چه کار مهم و خارج از قاعده ای که به آموزش و پرورش ایران کمک کند انجام داده اید که

 اکنون برای پست وزارت ، خیز برداشته اید ؟!

شما در ستاد آقای میر حسین موسوی مسئولیت کمیسیون برنامه ریزی و نیز ریاست کمیته فرهنگیان را بر

عهده دارید .

همان گونه که مستحضرید مهم ترین عنصر در برنامه به ویژه مدیریت استراتژیک  پیش بینی و در نظر

گرفتن احتمالات است .

شما کم و بیش به تفکر و پیشینه آقای احمدی نژاد واقف بودید .

ارائه كتابي با عنوان " آموزش و پرورش در آيينه 72 روز سرپرستي " و بروشوري در مورد فعاليت فاني

به ميهمانان در روز تودیع خود و تلاش برای ایفای خدمت در دولت نهمی که حتی به فرشیدی که عنوان

اصول گرایی را یدک می کشید و به او وفایی نکرد ناظر بر کدامین خصوصت و یا ویژگی یک برنامه ریز   آینده نگر است ؟

آیا شما جمله معروف خود را در آن ۷۲ روز که حتی از رسانه ملی پخش شد فراموش کرده اید ؟!

« ما آمادگی کامل خود را برای اجرای کامل شعارهای رئیس جمهور اعلام می کنیم .»

ممکن است که شما بگویید تکنوکرات بودن و لازمه آن داشتن دید و نگرش حرفه ای و غیر سیاسی است

ومن برای نجات آموزش و پرورش و حفظ آن فارغ از دیدگاه سیاسی مبادرت به این کار نمودم .

اما سوال اساسی این است که آیا زمینه و بستر لازم برای فعالیت حرفه ای و تخصصی غیر از داشتن فضا و

 مواد دموکراتیک و آزاد است و آیا شما در این مدت و قبل از آن به این نرسیده بودید ؟

آیا شما این ویژگی ها را در دولت نهم یافته بودید که شما را محترمانه کنار گذاشتند !

آقای فرشیدی و پس از ایشان آقای علی احمدی به دفعات عملکرد وزرای قبلی را زیر سوال برده و بعضا   آن را مورد تخطئه و تحقیر نیز قرار داده اند نظیر همین موضع گیری اخیر آقای علی احمدی در مورد  معوقات که ایشان مدعی هستند از سال 1376 روی دست آموزش و پرورش مانده است و او در حال پرداخت آن هاست !

آیا گوشه ای از این حملات و زیر سوال بردن ها به 16 سال معاونت شما نمی رسد ؟!

و یا این که معتقدید وزیر باید پاسخگو باشد و شما فقط  نقش مجری داشته اید ؟

اگر عملکرد شما درست و قابل دفاع بوده است  پس چرا در این حداقل 4 سال هیچ گونه موضع گیری نکرده اید ؟

چرا از کارنامه خود در مقابل همان هایی که شما می خواستید  مجری تام برنامه هایشان باشید و شما را

کنار گذاشتند  دفاع نمی کنید ؟

چرا در این مدت حداقل به اندازه آقای دکتر اکرمی که در جلسه معارفه آقای علی احمدی و تودیع آقای

فرشیدی  و نیز در اولین  جلسه فرهنگیان و تشکل ها ی معلمی  با آقای میر حسین موسوی به صورت

روشن و صریح  ضرب و شتم  و توهین به معلمان را محکوم کرده اند سخنی در این باب بر زبان نرانده اید ؟

آیا این معلمان و هزینه هایشان لیاقت یک جمله ساده شما را نیز نداشتند ؟

نکند تقیه کرده اید !

چه کسی گفته است  صفت محافظه کار بودن  باید لازمه بی چون و چرای تکنو کرات بودن باشد ؟

البته این انتقاد نه به شما ...

... به دیگران نیز که فقط در ایام انتخابات به فکر فرهنگیان و معلمان و پتانسیل بالای آن ها در تاثیرگذاری

 بر افکار عمومی می افتند جاری و ساری است !

البته شما در آن جلسه منطق به خرج دادید که صحبتی نکردید !

معلمان این مسائل را می دانند و اگر به زبان نمی آورند نه برگرفته از فهم که ملاحظه شخصیت و حرمت

آنان و شماست ...

آقای فانی !

ما می دانیم که " نهمی ها "  از شما خواستند تا دوستان و اصلاح طلبان خود را برکنار کنید و شما فقط به

برکناری مدیر کل دفتر وزارتی بسنده کردید و این جای تقدیر و سپاس دارد .

اما از نظر ما ، این ها کافی نیست ....

شما باید نسبت دقیق و شفاف خود را با " اصلاحات " تعریف و تبیین کنید .

اگرچه این انتقاد بر برنامه ریزان و اصلاح گران اولیه وارد است که در ابتداء تعریفی دقیق و واضح از

 اصلاحات ارائه ندادند تا هر کسی از ظن خود یار این قطار بی لوکوموتیوران نشود ...

آقای فانی !

ضمن احترام مجدد به زحمات و توانایی های شما ، ادامه حضور شما را در ستاد فرهنگیان آقای موسوی به

صلاح نمی دانیم ...

پیشنهاد ما استعفای شما از ریاست ستاد فرهنگیان ولی ادامه همکاری در کنار دوستان به عنوان یک

کارشناس  باتجربه است .

تصمیم با شماست !

تاریخ در مورد شما قضاوت خواهد کرد ...

نوشته شده توسط " سخن معلم "  | لینک ثابت |