سخن معلم :
یعقوب رمضان زاده - دبیر منطقه ۹ تهران
درس های اصلی و فرعی !
و نگرش معلمان و... جامعه
تقسیم بندی درس ها به اصلی و فرعی سال هاست که شکل گرفته و یک سری از دروس به عنوان دروس مهم شمرده می شوند. اولیاء نگاه ویژه ای به آنها دارند . مدیران و معلمان و دانش آموزان نیز بیشتر توجه شان به آنها است ولی از درس هایی مانند هنر، انشاء، ورزش و.... ساده و cheap شمرده می شوند فکر این که کسی از این دروس تجدید یا حتی مردود شود تقریبا محال است و اگر این اتفاق بیفتد بسیار عجیب شمرده می شود درحالی که درنظام آموزش پیشرفته دنیا درس ها را این گونه تقسیم بندی نمی کنند و نقش دروس را کم رنگ نمی شمرند.
چند سال پیش مدیری درجلسه دبیران به راحتی به معلمی تاخت که یکی ازهمین درس های ساده را تدریس می کرد و معدل نمرات او حدود 15 بود البته سال هاست که بنده که یکی ازهمین درس ها (هنر) را تدریس می کنم شاهد هستم و می شنوم. دردنیای امروز ازهنر به عنوان های مختلف مانند روان شناسی- آرامش خلاقیت و ... استفاده می شود. درمورد درس های دیگرنیزبه همین ترتیب انشاء که برای خلاقیت دانش آموز موثراست بیان را تقویت می کند و باعث می شود که نحوه ارتباط کلاس ونوشتاری با دیگران را بیاموزیم ولی چه بلایی بر سراین درس مهم آمده؟ اکنون درس هایی مانند عربی ، زبان و ریاضی و علوم مهم و بقیه نامهم هستند. در دنیای امروز که از روش تئوری عبور کرده اند و به روش های دیگر مانند آموزش غیر مستقیم، آموزش های کاربردی، دیداری بازدید استفاده می کنند. برای دانش آموز فرانسوی اولویت ندارد ارتفاع برج ایفل چند متراست ولی او باید یاد بگیرد که انگلیسی صحبت کند. او باید درمدرسه بیاموزد که چگونه درست از رایانه استفاده کند. او درمدرسه خلاقیت خود را تقویت می کند. در دنیای امروزعلم به سمت کاربردی شدن حرکت می کند و علاوه بر کاربردی باید توجیه اقتصادی داشته باشد. اگر نگاهی دقیق بیاندازیم اثری از کاربردی بودن را در دروس نمی بینیم.
شلوغ بودن برنامه درسی یکی دیگر از مشکلات آموزشی است. مثلا درس هایی مانند عربی، قرآن، دینی، و پرورشی 4 درسی هستند که نزدیک به هم بوده و ارتباط گسترده ای با هم دارند و می توان آنها را به دو درس تبدیل نمود تا از سردرگمی بیشتر جلوگیری نمود.
آموزش دو زبان خارجی انگلیسی وعربی + زبان فارسی خودمان نیز از دیگر کارهای جالب نظام آموزشی ماست که در کمتر کشور دنیا سراغ داریم. آیا دانش آموز دوره راهنمایی آمادگی یادگیری دو زبان هم زمان را داراست؟ در ضمن این که به آموزش هم زمان دو زبان نقد دارم به نحوه آموزش آنها نیز ایراد وارد است. زبان انگلیسی بر محور گرامر آموزش داده می شود و کمتر دانش آموزی بر اساس آموزش مدرسه ای توانسته به راحتی زبان انگلیسی را بفهمد و صحبت کند حتی اگر بتواند روی کاغذ هم یاد بگیرد در گفتار و مکالمه مشکل دارد. نکته دیگرآموزش مقدماتی بان در دبستان شروع کرد.
مسئله بعدی جذاب نبودن دروس است. همان گونه که شاهد هستیم دانش آموزان از خواندن دروس لذت نمی برند دلیل آن یکنواختی دروس، تئوری بودن و خشک بودن آن هاست. در تعریف دروس در نظام آموزش و پرورش که در سال های دور شکل گرفته که در آن زمان رایانه به شکل امروزی روا نداشته ولی امروز از نیازهای ماست که باید آموزش آن درمدرسه شروع شود. این که دانش اموزان با نرم افزارها آشنایی ندارند شاید دلیلی باشد بر استفاده های نابجا.
ورزش که عامل سلامت می باشد نیز وضع بهتری ندارد در حالی که در کشور میلیاردر چین دانش آموزان هر روز نرمش و ورزش می کنند ولی در کشور ما هفته ای دو ساعت نمی توان به جایگاه و نیاز دانش آموز رسیدگی کرد و امکانات کافی برای آن موجود نیست.
استفاده از موسیقی در مدارس رواج ندارد در حالی که با موسیقی آرامش بخش در تکلیف دانش آموز و کنترل آنها می توانیم نقش داشته باشیم. به جای زنگ خشن و ایجاد آلودگی صوتی می توانیم از موسیقی محلی و آهنگ های آرام استفاده کنیم و تا ثیر ویژه ای بر کنترل و آرامش دانش آموز داشته باشیم.
به نظر می رسد باید اول نگاه معلمان و تصمیم گیران آموزش و پرورش باید نسبت به این طبقه بندی غیر واقعی از دروس تغییر کند .
نگاه معلمان تغییر کند ؛ نگاه جامعه هم عوض خواهد شد !






