چندی پیش در خبرها آمده بود که معلمان لس آنجلس با دعوت اتحادیه معلمان لس آنجلس کالیفرنیا دست به اعتصاب یک روزه زدند و جالب این جاست که این اتحادیه از والدین دانش آموزان خواسته است تا آن ها را در این حرکت همراهی کنند...
متن کامل خبر را این جا بخوانید :
* «اتحاديه معلمان لسآنجلس در آمريكا در اعتراض به كوچك بودن كلاسهاي درس و افزايش بيكاري برخي از معلمان در اين منطقه، به اعتصاب يك روزه دست زدند.
به گزارش سرويس «اجتماعي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، بر اساس اعلام رسانههاي آمريكا، اتحاديه معلمان لس آنجلس از والدين نيز خواسته تا در اين اعتصاب يك روزه معلمان را همراهي كنند، چرا كه دولت بايد نسبت به عملكرد مدارس رويكردي متفاوت داشته باشد.
«اي .جي. دافي» ـ رييس اتحاديه معلمان لسآنجلس كاليفرنيا ـ در گفتوگو با رسانههاي دولتي آمريكا، يادآور شد: كلاسهاي درس در اكثر نقاط ايالت كاليفرنيا به ويژه لسآنجلس بسيار كوچك هستند، اما مديران مدارس براي آن كه دانشآموزي از تحصيل جا نماند، در هر كلاس، 30 نفر را ميگنجانند كه اين تعداد با استانداردهاي بينالمللي مغاير است.
رييس اتحاديه معلمان لسآنجلس كاليفرنيا در ادامه خاطر نشان كرد: علاوه بر مساله كوچك بودن كلاسهاي درس، موضوع بيكار شدن معلمان نيز مطرح است، چرا كه بحران اقتصادي در آمريكا گريبانگير معلمان و مدرسان نيز شده و از ماه ژوئيه سال گذشته ميلادي تاكنون نزديك به 35 معلم در اين ايالت به اجبار بازخريد و يا اخراج شدهاند.
از طرفي بسياري از مدارس در سراسر ايالت كاليفرنيا، به دليل ركود اقتصادي تعطيل و دانشآموزان آن به مدارس ديگر منتقل شده و يا اين كه در برخي مدارس كلاسهاي درس با يكديگر ادغام شدهاند».
..... موضوع اعتصاب کوچک بودن کلاس هاست و این که برخی معلمان بیکار شده اند !
بسیار اتفاق افتاده است که فعالان تشکل ها از نبود رسانه برای بیان خواسته هایشان شکایت و گله کرده اند و جالب آن که با وجود تکرار این مساله کوچک ترین تحولی در وضعیت موجود اتفاق نیفتاده است !
رسانه ها کار خودشان را می کنند و فعالان تشکل ها هم فریادشان به جایی نمی رسد ...
از طرف دیگر ، در غیاب یک اتحادیه فراگیر در کشور ما و محروم بودن تشکل ها و معلمان از یک تریبون رسمی و فراگیر به نظر می رسد تنها راه برای پیگیری خواسته ها همراه کردن افکار عمومی جامعه در یک فرآیند مشترک و متقابل است .
این به عنوان یک روزنه برای تدوین یک استراتژی جامع و نافذ می تواند مورد توجه تشکل های مدنی – صنفی معلمان قرار گیرد .
همدلی معلمان با خانواده ها در مسائل مختلف آموزشی می تواند حلقه اعتماد بین معلمان و جامعه را وسیع تر نموده و آن ها را در تعقیب و پیگیری اهداف مطروحه یاری کند .
قبلا هم گفته ایم برای ایجاد حرکت اصلاحی در جامعه و نهادینه کردن نگاه ملی باید در مرحله اول جامعه را با خود همراه نمود .
وقتی که جامعه می بیند اعتصاب و یا اعتراضات معلمان بیشتر متوجه خود آنان است و منافع مشترک را در نظر نمی گیرد ممکن است در مقابل معلمان موضع بگیرند و یا این که در خوش بینانه ترین حالت نسبت به مطالبات و خواسته های معلمان بی تفاوت باشند !
آیا به فرض تاکنون سابقه داشته است که معلمان و یا تشکل ها در ایران نسبت به یک موضوع آموزشی منهای مسائل معیشتی و اقتصادی خودشان نظیر آن چه در آمریکا و یا نقاط دیگر دنیا اتفاق می افتد واکنش نشان دهند !
وقتی جامعه می بیند که معلمان دائما و یک طرفه به دنبال مسائل خود هستند و از منافع فرزندان آن ها به نوعی دفاع نمی کنند ممکن است با رسانه ملی و تریبون های رسمی دولتی هم صدا نیز بشوند !
ممکن است برخی از معلمان بگویند که به ما چه ارتباطی دارد و هر کسی باید در این جامعه به دنبال منافع خودش باشد!
هر کسی توان دارد خودش باید حقش را بگیرد !
حق گرفتنی است نه دادنی !
ظاهر این سخن منطقی است ...
اما محتوای آن با واقعیت و عمل گرایی مبتنی بر خرد فاصله دارد !
آموزش و پرورش محیطی آکنده از تعامل و مشارکت است .
از سوی دیگر در یک نگاه واقع بینانه مهم ترین عنصر برای پردازش در آموزش و پرورش " دانش آموزان " هستند .
اگر دانش آموزی نبود معلمی هم نبود و اگر این دو نبودند این همه تشکیلات و ستاد نیز معنی نداشت !
پس تمام سرمایه گذاری ها باید اول روی دانش آموز و سپس معلم صورت گیرد اگرچه طراح و سیاست گزار اصلی و راهبردی باید از آن " نقش معلم " باشد .
اگر والدین احساس کنند که معلمان در پیگیری حقوق فرزندان آن ها در صف مقدم هستند با آن ها در مسائل صنفی شان هم صدا و هماهنگ خواهند شد!
این معادله ای برگشت ناپذیر است ...
تشکل ها در استراتژی و برنامه های خود برای کم کردن هزینه ها باید این مسائل و آیتم ها را مورد توجه قرار دهند .
دولت به عنوان یک کارفرما بزرگ و همه کاره جامعه نخواهد توانست در برابر همگان و افکار عمومی جامعه بایستد و تشکل های معلمان بسیار راحت تر خواهند توانست با این کارفرما چانه زنی کنند .
ارتباط چهره به چهره مهم ترین و کاربردی ترین شیوه برای تاثیر گذاری در هدایت افکار عمومی است و به نظر می رسد از ابزارهای دیگر موثرتر و موفق تر باشد .
آیا وقت آن نرسیده است که معلمان و تشکل ها به جای گشودن جبهه های احتمالی جدید کمی در آموزه های و نیز ابزارهای خود تجدید نظر کنند .
با افکار عمومی همه چیز را می توان داشت اما بدون آن هیچ چیز !
این را فراموش نکنیم ...
* کد خبر :
|
سرويس: اجتماعي - آموزش و پرورش |






