سخن معلم :
در آستانه تشکیل حزب توسط میر حسین موسوی ...
ایران در آستانه تحول تاریخی " تحزب " ...

اکنون نیز آقای موسوی تصمیم به تشکیل " حزب " نموده است .
این خبر را بخوانید :
« ميرحسين موسوي حزب تاسيس ميكند. نخستوزير دوران دفاع مقدس كه در انتخابات رياستجمهوري دهم توانست آراي قابلتوجهي را از مردم كسب كند، تصميم گرفته است كه براي ادامه فعاليت سياسي خود، يك حزب سياسي فراگير با تاثيرگذاري بر لايههاي قدرت تاسيس كند. او در آخرين بيانيه خود خبر داد كه «گروهي از نخبگان بر سر آنند كه گردهم آيند و با تشكيل جمعيتي قانوني صيانت از حقوق مردم را پيگيري كنند... اينجانب نيز به اين جمع ميپيوندم.»
اعتماد ملی – چهاردهم تیر
این که حاکمیت بلافاصله پس از 22 خرداد بلافاصله اعضای تشکل ها و احزاب را احضار و یا بازداشت می کند ناشی از همین مساله است .
اگرچه شاید برخی از مردم آن اعضا را نمی شناختند اما تجمیع این نیروها حول یک نقطه کانونی و اصل " هم افزایی نیروها " موجب شد که بزرگترین تجمعات مردمی پس از انقلاب و شاید تاریخ این کشور شکل بگیرد !
تجمعاتی که انگشت حیرت و تعجب را بر دهان همگان نهاد !
می توان گفت در یک نگاه تجمعاتی که در آن یک هفته پس از 22 خرداد انجام شد معجزه اینترنت بود !
مردم به صورت یکپارچه به سایت های آقای موسوی و کروبی هجوم آورده و از راه های مختلف اطلاع رسانی می کردند .
در این جا بود که شعار ستاد آقای میر حسین موسوی " هر ایرانی یک ستاد " جامه عمل به خود پوشید .
و اگر این تجمعات مسالمت آمیز و مدنی اجازه ادامه می یافت و با سرکوب و خشونت عریان مواجه نمی گردید موج آن به دور دست ترین نقاط ایران نیز می رسید !
در این جا قصد آسیب شناسی این تجمعات را ندارم اما نکته مهم نوعی گسترش متابعت مدنی و همبستگی حزبی میان مردم بود .
درست مانند حرکات و فعالیت های معلمان که در این حداقل 10 سال فعالیت تشکل ها از حالت پراکنده خارج شده و تابع فعالیت تشکل ها گردیده است .
این یک تحول مهم و راهبردی در حافظه تاریخی ملت ایران علی رغم پیشینه تاریخی آن مبنی بر " حزب گریزی " و یا " حزب ستیزی " دارد !
مردم به این نتیجه رسیده اند که اگر با هم نباشند و خواسته های خود را منظم و کانالیزه نکنند و یک شبکه ارتباطی منسجم را پی ریزی نکنند نخواهند توانست به مطالبات خود برسند .
این نقیصه و یا نقصان به وضوح در تجمعات اخیر هویدا بود و حاکمیت نیز با استفاده از همین نقاط ضعف و از بین بردن همان شبکه ژلاتینی توانست آین موج را از حرکت باز دارد اگرچه فقدان یک چشم انداز و یا برنامه قبلی در مدیریت این حرکت ها در وقفه ان بی تاثیر نبود !
به هر روی ، نتیجه این فعالیت ها با همه هزینه های تلخی که داشت اما یک میوه و اثر مهم داشت که فراتر از نقش بود و آن گرایش ملت ایران به " کار تیمی و گروهی " دارد .
چیزی که در تاریخ پرافتخار مشروطیت یک " حلقه مفقوده " به شمار می آمد اما هویدا نبود !
و اکنون ...
چشم اندازی روشن و امیدبخش ....






