تبليغاتX
سخن معلم - آنچه كه در مجمع عمومي شركت تعاوني مصرف فرهنگيان گذشت ...آسمان ايران همه جا يك رنگ است !

محمد داوری - مسئول آموزش و اطلاع رسانی سازمان معلمان ایران

آنچه كه در مجمع عمومي شركت تعاوني مصرف فرهنگيان گذشت

چيزي جزء افسوس باقي نگذاشت ...


آسمان ايران همه جا يك رنگ است !

براي اولين بار امروز(يكشنبه 21تير88)در مجمع عمومي شركت تعاوني مصرف فرهنگيان تهران شركت كردم، علي رغم عضويت چندين ساله تاكنون در هيچ يك از مجامع و جلسات اين شركت حضور نداشتم و اين مسئله را براي خود نه يك امتياز بلكه يك ضعف مي دانم و خودم را به همين دليل در مشكلات شركت مقصر دانسته و سرزنش مي كنم.
اما مشاهده ي آنچه در اين جلسه گذشت برايم خيلي دردناك و مايه ي تاسف بود آن هم در جمعي كه انتظار مي رود به دليل ويژگي هاي طبقه اي از پارمترهاي توسعه در ابعاد مختلف بيشتر بهره مند باشند،من نگاهم به نكاتي است كه قابل نقد است و به نظر من به عنوان نكات منفي بايد مورد تامل جدي قرار گيرد چرا كه آن قدر دلم به درد آمد كه ديگر جايي براي پرداختن به چند نكته ي مثبت باقي نگذاشت، هرچند اميدوارم دوستان ديگر به زواياي مثبت اين جلسه نيز بپردازند.
از آنجاكه شركت تعاوني همانگونه كه از نامش پيداست و در قوانين جمهوري اسلامي نيز براي آن چهارچوب هاي خاصي منظور شده است قالبي است براي يك فعاليت اقتصادي كه در يكي از اضلاع فعاليت هاي اقتصادي دولتي،خصوصي و تعاوني جاي مي گيرد، طبق قوانين مربوطه كه منبعث از قانون اساسي و آيين نامه ها و دستورالعمل ها ي وزرات تعاون و مصوبات مجمع عمومي است اداره مي شود لذا مديران و اعضاء شركت بايد اين قوانين را خطوط قرمز بدانند و از آن تخطي نكنند.
با عنايت به مقدمه اي كه ذكر آن رفت و آنچه كه در اين مجمع گذشت نكاتي به شرح ذيل قابل تامل است.
فرهنگ تعاون: اگر بپذيريم كه در هر بخشي فرهنگ از همه مهم تر است واگر زمينه ي فرهنگي هر كاري مهيا نباشد بهترين قانون هم تضمين كننده ي موفقيت نخواهد بود،بايد پذيرفت كه يكي از مهم ترين موانع در مسير رشد و توسعه ي اقتصاد تعاوني ضعف فرهنگ تعاون است كه علل فراواني دارد و در جاي خود بايد مورد بحث قرار گيرد و ما اين ضعف را در اين مجمع محسوس و ملموس با تمام تلخي ها شاهد بوديم.

اطلاعات لازم: يكي ديگر از نمادهاي كه در كلام افراد نمايان بود ضعف آنان در اطلاعاتي بود كه لازمه ي فعاليت در اين بخش است، تضادهايي كه در موضع گيري مديران،منتقدين ونماينده ي وزارت تعاون وجود داشت حكايت از اين واقعيت مي نمود، لذا اين مسئله موجب گرديد تا نتوان با استناد به اطلاعات قانوني و مستند جريان را در مسيري قرار داد كه همگان به آن تن داده و تصميمات لازم گرفته شود.
خلائ قانوني: چالش هاي موجود در مباحثات و مشاجرات نشان داد كه در بخش تعاون خلاء هاي قانوني فراواني وجود دارد تا حدي كه فعالين اين بخش در بن بست هاي قانوني قادر نيستند حتي كوچكترين گره ها را با استناد به قوانين موجود بگشايند، آنچه كه در اين مجمع اتفاق افتاد و يا در چند ماه گذشته شركت تعاوني را با چالش مواجه نموده است همان خلائ قانوني است كه دست منتقدان را بسته و يا به مديران اين امكان را مي دهد تا به گونه اي عمل نمايند كه اعتراض منتقدين را به دنبال داشته باشد.
بدبيني تجربي: به دلايل متعدد به ويژه دلايل سه گانه ي كه ذكر شد(ضعف فرهنگي واطلاعاتي و خلائ قانوني) افراد نسبت به فعاليت هاي تعاوني بدبين هستند و تجربه هاي متعدد تعاوني هاي مختلف به ويژه در بخش مسكن و مصرف موجب گرديده است كه با قضاوت از پيش انجام شده منفي ،افراد در اين گونه جلسات حاضر شوندو اين بدبيني تجربي راه تعامل مثبت در مسير حل مشكلات را بسته و نه تنها افراد به حل مشكلات كمكي نمي كنند بلكه گره ي بزرگتري را ايجاد مي نمايند كه بزرگترين گره مهر تاييدي است كه بر اين بدبيني زده مي شود و بر بي اعتمادي عمومي مي افزايد.

ذهنيت هاي سنتي – شيوي مدرن: دموكراسي،انتخابات و راي اكثريت واژه هاي مدرني هستند كه امروزه فراگير شدند و حتي در جاهايي كه به آن به هيچ وجه اعتقادي نيز وجود ندارد هم به ظاهر مورد استقبال قرار مي گيردو تجربيات مختلف هم اين مساله را به اثبات رسانده كه در هر صورت تنها راهكار گره گشايي فعاليت هاي جمعي تن دادن به راي اكثريت است وگرنه هيچ اختلاف نظري به نتيجه نخواهد رسيد و همين فعاليت هاي نيم بند نيز به نتيجه اي نخواهد انجاميد و از هم خواهد پاشید اما آنچه كه مانع اصلي كاركرد واقعي اين شيوه ي مدرن مي شود ذهنيت هاي سنتي است كه هنوز هم براي استفاده ي نمادين و ظاهري از اين شيوه ي مدرن خود را مجاز به به هر اقدامي مي دانند و آنچه كه در اين مجمع شاهد بوديم چيزي نبود جزء نگاه صوري و تشريفاتي عده اي به اين واقيت انكار ناپذير و شيوه ي بدون جايگزين،نگاهي كه متاسفانه امروزه در كشور ما دارد به يك عرف تبديل مي شود.
نكات مذكور و بسياري از مواردي كه در اين مجال قابل ذكر نيست حكايت گر تلخي هاي فراواني است كه در گوشه و كنار سرزمين ما و در ابعاد سياسي،اجتماعي،اقتصادي و فرهنگي سايه افكنده است و آنچه كه انتظار مي رفت اين بود كه پس از مجمع روح اميد در اعضاء دميده شود و شوق خدمت در مديران فوران كند نه تنها اين امر تحقق نيافت بلكه بي اعتمادي و نا اميدي بيشتراز گذشته فضا را مسموم نمود و گويا در اين سرزمين درب حالا حالاها برهمان پاشنه خواهد چرخيد و آسمان ايران تا اطلاع ثانوي همه جا يك رنگ بافي خواهد ماند مگر اينكه من و شما .............


نوشته شده توسط " سخن معلم "  | لینک ثابت |